درباره استان خراسان رضوی
کمينه
درباره استان خراسان رضوی

پیشینه تاریخی خراسان رضوی

 

واژه خراسان گويا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشيد و« آسان» به معنی آمدن است يعنی جايی که خورشيد از آن بر می آيد. پسوند رضوي آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در اين استان به اين منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. اين ايالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد، درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. جغرافی نگاران آوردهاند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبيعی اين استان، با جايگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان میافتاد، میکوشيدند تا هرچه زودتر سرزمين پارت ها را پشت سر گذارند. اما همين عوامل نامساعد طبيعی، اشکانيان، يعنی اين شاخه از مردمان هند و اروپايی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلير گردانيد و اين ويژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.


به هنگام ناتوانی هخامنشيان، از اين منطقه اشک نامی، که بنيان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکيان را از ميان بر داشت و حکومت نوينی را بنياد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوايفی بر چيده شد؛ خراسان باستانی يا ساتراپی پارت به شکل يکی از استان های ايران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پايکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشين خراسان در روزگار ساسانيان، از دروازه
های دريای مازندران، نزديک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می يافت. سپس از بيابان تجن و مرو به جيحون و پامير رسيده، در آن جا در ادامه رود جيحون تا ستيغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحيه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بريده، دوباره به دروازه های دريای مازندران می پيوست

گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی ميسر نشد، از اوايل خلافت عمر، تا ميانه خلافت عثمان، يعنی در طی بيست سال، با وجود کوشش
های پياپی سرداران اسلامی، سرزمين خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستين شهری که در خراسان به دست يکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن ديگر نواحی تا زمان حکومت معاويه به سال 42 هـ. ق، و شايد هم تا مدت ها پس از آن تاريخ به درازا کشيد. در دو سدهای که خراسان زير نظر نمايندهگان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمين ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستين فرصتی که برای درست شدن آن آرمان ديرينه، روی نمود، اختلافی بود که بين امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد خليفه عباسی، بر سر جانشينی خليفه در گرفت. در اين کشمکش، مأمون از طاهر بن حسين، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگهايی که ميان جنگجويان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امين چيره گرديد و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همين که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسين واگذار کرد

طاهر بن حسين پايتخت خراسان را از مرو به نيشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ريخت که نخستين حکومت مستقل حکم رانان ايرانی پس از يورش عرب ها به شمار می آيد. دوران حکم رانی طاهريان، که آغاز استقلال اين منطقه بود، از نيم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، يعقوب ليس صفار، بنيان گذار دودمان صفاريان سيستان، با گرفتن شهر نيشابور، به فرمان روايی آنان پايان داد.


در سال 283 هـ. ق، عمروليث صفاری به خراسان لشکر کشيد وآن ايالت را جزو سيستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امير اسماعيل سامانی خراسان را گشود و به سرزمين ورز رود يا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روايی صفاريان و سامانيان، زبان فارسی جان تازه ای يافت. ترجمه تاريخ وتفسير طبری در اين روزگار فراهم شد و محمد بن وصيف سيستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوينی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روايی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخيز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، يکی از درخشان ترين فصل های تاريخ ايران را تشکيل می دهد.


پس از سامانيان، غزنويان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چيره شدند. اينان نيز به تقليد فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشويق شاعران و نويسنده
گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترين رويداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنويان، تجزيه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پايتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنويان ماند و بقيه خراسان از آن سلجوقيان شد.


***** پادشاهان سلجوقی نيز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهيان افتاد و حکومت خوارزمشاهيان هم پس از يک سده و نيم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگريان مغول بر چيده شد. هرات، پايتخت باستانی آريا - خراسان، که يکی از کهن سال ترين شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسياری ديگر از شهر ها در فتنه مغول آسيب بسيار ديد

در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ايل خانان در ايران ايجاد شد، خراسان به ***** آنان افزوده شد و يکی از نمايند
گان ايل خانان که پسر يا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ايران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پايتختشان شهر هرات بود. هم چنين از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسيده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تيمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پايتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروايی تيمور به اوج شکوفايی خود رسيد، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزديک رود زرافشان قرار داشت پيش از آن نيز يکی از آبادترين و ثروتمندترين شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروايی جانشينان تيمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشيد. در اين مدت بيشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسايش برخوردار بود. سلطان ابو سعيد، نواده تيمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امير حسن بيگ، سرشناس به اوزون حسن، بنيان گذار دودمان بايندری يا ترکمانان آق قويونلو ( سفيد گوسفند) کشته شد.


دوره فرمان روايی جانشينان ابو سعيد به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شيبک خان اوزبک به سر آمد. چيرگی شيبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز يورش های پي گيری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعيل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسيب های بسياری بر شهرهای هرات، نيشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعيل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شيبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزديکی مرو کشته شد. بدين ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمويه به دست صفويان افتاد و مذهب شيعه امامی، کيش رسمی مردم اين منطقه شد.


خطريورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شيبک خان، هم چنان ادامه يافت و شاه اسماعيل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال 921 هـ. ق، فرزند خود، تهماسب ميرزا را همراه لـله
اش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. اين اقدام آغاز رواج روش نويي بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه يافت، چنان که تهماسب نيز نخست اسماعيل ميرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد ميرزای سر شناس به خدابنده را در سال 943 هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس ميرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال 978 هـ. ق، در شهر هرات به دنيا آمد. به هر حال تا سال 1006 هـ. ق، که شاه عباس در نزديکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر يورش های اين مردمان سرکش و چپاولگر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زيان بسيار ديد.


در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سيستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال 1136 هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا يافت. در اين زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ايران با يک ديگر پيمان بسته نادر فرمانده سپاه ايران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سيستانی پس گرفت.


پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال 1160 هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، عليقلی خان، برادرزاده
اش به حکومت رسيد. وی در سال 1161 هـ. ق، به دست برادرش ابراهيم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسيد.

شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر ميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين بازمانده افشار در سال 1217 هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريان افتاد.

خراسان رضوي يكي از قديمي ترين مناطق شمال خاوري ايران و يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيمات جديد استان خراسان به وجود آمده است. خراسان رضوي يكي از پرجاذبه ترين مناطق ايران است كه دربرگيرنده حرم مطهر حضرت رضا (ع) بوده و يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري مذهبي – فرهنگي ايران را تشكيل مي دهد. خراسان بخش باقی ‎مانده و کوچکی از «ساتراپی» پارت در دوره های باستانی ايران است که در سنگ نبشته های داريوش بزرگ هخامنشی در بيستون و سنگ نبشته های ديگر هخامنشی، ازآن ياد شده است. خراسان رضوي صرف نظر از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. وجود مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) در شهر مشهد نيز در گسترش, رشد و رونق اين استان نقش بسيار موثري داشته و مهم ترين جاذبه گردشگري مذهبي ايران را تشكيل مي دهد.

 

 

 

اطلاعات جغرافیایی

 

استان خراسان رضوی با وسعتی حدود 128420 کیلومترمربع معادل 7.8 درصد مساحت کل کشور ومتشکل از 19شهرستان ،62 بخش ،163 دهستان و8861 آبادی جمعیتی معادل 4777 هزار نفر رادرخود جای داده است. ازجمعیت فوق 2909 هزار نفر معادل 60.1 درصد درمناطق شهری و1858 هزار نفر معادل 38.9 درصد درمناطق روستایی استان ساکن هستند .

به رغم تقسیم استان،شاخصها حاکی ازآن است که استان خراسان رضوی همچنان از جایگاه مناسبی دراقتصاد کشور برحوردار می باشد.

.:: پيشينه تاريخي خراسان

استان پهناور خراسان با ساختار گونه گون و كهن زمين شناسي ، اقليم متنوع و جاذب ، موقعيت ويژه جغرافيايي ، بي گمان از قديمي ترين دوران حيات بشري ، بستر فعاليتهاي بشري ، بستر فعاليتهاي معيشتي ، بازرگاني و نظامي عمده بوده است ، به دليل همين موقعيت خاص ، كهن ترين ، معروفترين و طو لاني ترين راه ارتباطي بين شرق و غرب يعني (( جاده تاريخي ابريشم )) از طريق خراسان شرق را به غرب مرتبط مي سازد.

تنوع جغرافيايي سرزمين خراسان با وجود آب و هواي كويري و گرم در بخش جنوبي و معتدل كوهستاني در شمال استان و به طور پراكنده در مركز ، با ارتفاعات قابل توجهي نظير بينالود ، هزار مسجد ، كپه داغ ، قهستان و… زمينه اي مناسب براي استقرار بشر از قديمي ترين ايام و جذب اقوام وطوايف متعدد در دورانهاي مختلف بوده است .، سرزميني كه نواحي مختلف آن عرصه رويش انواع نباتات مناطق سردسيري و گرمسيري از قبيل گندم ، برنج، بادام ، سيب ، انگور ، پسته ، خرما ،و… است.

 

مناطقي از آن استعداد پرورش انواع مختلف حيوانات اهلي و وحشي نظير پلنگ ، گرگ ، شتر . اسب ، آهو ، گوسفند . بز و … داراست.

قديمي ترين آثار حيات انساني در ايران ، شامل تعدادي ادوات و دست افزارهاي سنگي . با قدمت تخميني 800 هزار سال قبل ، متعلق به دوران پارينه سنگي قديم ، از بستر رودخانه كشف رود مشهد بدست آمده است . در حالي كه قديمي ترين مكانهاي استقرار انسان ، حداكثر با قدمت 100 هزار سال در نواحي ديگر ايران نظير آذربايجان ، لرستان و … شناسايي شده اند .

دومين مكان از نظر قدمت ، پناهگاه سنگي (غار) ((خونيك)) در نزديكي بيرجند است كه متعلق به دوره پارينه سنگي ميانه با قدمتي بين 50تا60 هزار سال مي باشد . از آن پس آثار و شواهد زندگي بيشماري از دوران نوسنگي تا آغاز دوران تاريخي در جلگه مشهد ، دره اترك عليا (قوچان) ، جلگه درگز ، بجنورد ، تربت حيدريه ، بيرجند و… شناسايي شده اند اين شواهد و آثار به اقوام و ساكنان اوليه و بوميئ خراسان مربوط مي شود كه بنا به عقيده برخي محققان به عنوان اقوام (( آسيايي ))شهرت يافته اند و سراسر آسياي غربي از مديترانه تا تركستان و دره سند را فرامي گيرد.

ولي در حقيقت مهمترين مقطع تاريخ خراسان در سرآغاز دوران تاريخي ايران با ورود اقوام ((آريايي)) به فلات ايران پيوند مي خورد . در اين واقعه كه در اغاز هزاره اول ق.م اتفاق افتاد ، آريايي ها تازه وارداز طريق خراسان به سمت نجد ايران پيش رفتند و بخش اعظم آنها آنچنان كه از توصيفات (( اوستا )) برمي آيد ، در خراسان و سيستان مستقر شدند و شايد به همين دليل است كه عمده حوادث آغاز تاريخ ايرانيان كه در دو منبع (( اوستا)) و (( شاهنامه فردوسي )) ذكر شده است در مشرق ايران و در واقع در خراسان بزرگ رخ مي دهد .

بسياري از محققان ، زادگاه ((زردشت)) را مشرق ايران و بوژه حدود خراسان مي دانند . برخي از داستانها و افسانه هاي محلي و از جمله داستان كاشتن سرو كاشمر در خراسان به ياد بود پذيرش آيين نو زردشت توسط ((ويشتاسپ)) نيز مؤيد اين نظر است . دياكونوف نيز محل پيدايش زبان اوستايي را در آسياي ميانه ، مشرق ايران ، افغانستان و خراسان كنوني مي داند .

.:: جغرافياي طبيعي خراسان

موقعيت استان وسيع خراسان در شمال شرقي كشور بين 55 درجه و 17 دقيقه تا 61 درجه و 15 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 24 دقيقه تا 38 درجه و 17 دقيقه عرض جغرافيايي نيمكره شمالي قرار گرفته و از شمال و شمال شرق به جمهوري تركمنستان با مرز مشترك حدود 751 كيلومتر ، از شرق به جمهوري اسلامي افغانستان با مرز مشترك حدود 619 كيلومتر ، از غرب به استانهاي گلستان ، سمنان و اصفهان و از جنوب به استانهاي سيستنان و بلوچستان ، كرمان و يزد محدود است . طول استان به خط مستقيم 750 كيلومتر و عرض متوسط آن حدود 420 كيلومتر است . خراسان بيش از 19% از خاك كشور رادر بر گرفته و مساحتي معادل 303513 كيلومتر مربع دارد .

.:: پستي وبلنديها

استان پهناور خراسان به سبب وسعت زياد ، از نظر شرايط طبيعي بسيار متنوع و هر يك از نواحي مختلف آن داراي ويژگيهاي خاصي است .بلندترين نقطه آن قله بينالود ، 3211متر و كم ارتفاع ترين نقطه آن در شمال سرخس ، 300 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .

كوههاي خراسان دنباله ارتفاعات البرز به سمت مشرق است كه به صورت قوسهاي موازي از شاه كوه آغاز شده و در جهت شمال غربي به سوي جنوب شرقي تا ارتفاعات هندوكش افغانستان امتداد مي يابد .

در ميان اين رشته كوههاي موازي ، دره ها و دشتهاي وسيعي وجود دارد كه گاه پهناي آن به حدود 200 كيلومتر مي رسد . امتداد اين رشته كوهها در برخي نواحي با برخورد به دره يا جلگه گسسته مي شود . آنچه در اين منطقه حائز اهميت است ، وجود دشتهاي حاصلخيز و آبادي چون : بجنورد ، شيروان ، قوچان ، چناران و مشهد است كه در پهنه دشت سر سبزي بين دو رشته ارتفاعات موازي كپه داغ و هزار مسجد در شمال و آلاداغ و بينالود در جنوب به وجود آمده اند .

.:: آب و هوا

گستردگي استان و عواملي مانند وجود رشته كوههاي مرتفع و مناطق كويري ، دور از دريا و وزش بادهاي مختلف موجب گوناگوني آب و هوا در مناطق آن گرديده است .

در بيشتر بررسيهاي انجام گرفته از جمله مطالعات آمايش خراسان ، اين سرزمين به سه منطقه آب و هوايي شمال ، مركز و جنوب تقسيم مي شود .

شمال خراسان بطور كلي داراي شرايط آب و هوايي معتدل و سرد كوهستاني است .اين منطقه حاصلخيز ترين و متراكمترين بخش استان از نظر جمعيت ، فعاليتهاي اقتصادي وامكانات زير بنايي است . كه شامل شهرستانهاي بجنورد ، قوچان ، شيروان ، مشهد، درگز ، چناران و سرخس مي شود .

مساحت اين منطقه حدود پنجاه و هشت هزار كيلومتر مربع است كه5/18% وسعت كل استان را تشكيل مي دهد . بيشتر جمعيت و امكانات اقتصادي و زير بنايي اين منطقه در اطراف مشهد و در محور مشهد –قوچان قرار دارد.

منطقه مركزي استان شامل شهرستانها ي سبزوار ، اسفراين ، نيشابور ، تربت حيدريه ، كاشمر، تربت جام ،تايباد و خواف است . و مساحتي در حدود 85هزار كيلومتر مربع دارد كه 2/27 %استان را در بر مي گيرد .

اين منطقه داراي آب و هواي نيمه صحرايي ملايم بوده و فعاليت اصلي اقتصادي آن كشاورزي است كه در دشتهاي وسيع دامنه هاي جنوبي بينالود تا كوير نمك و مناطق كويري مرز افغانستان انجام مي شود .اين دشتها از نظر آب وهوايي جزو مناطق خشك ونيمه خشك محسوب مي شوند و ميزان بارندگي در آنها بين 200 تا250 ميليمتر در سال است .

جنوب خراسان داراي آب و هواي خشك و نيمه صحرايي است .وسعت اين منطقه از شش شهرستان بيرجند ، طبس ، فردوس، گناباد، قائنات، و نهبندان تشكيل شده حدود170هزار كيلومتر مربع است كه حدود نيمي از مساحت كل استان را در بر مي گيرد .

بررسي وضعيت بارندگي استان نشانگر اين است كه در بيش از 90% استان توزيع مكاني و زماني بارشها و پراكندگي آنها يكنواخت و مشابه نيست ، ميزان ريزشهاي جوي به صورت باران و برف در 15%مساحت استان (نواحي شمال و شمال غربي )آن نسبتا زياد است به طوري كه در برخي مناطق مجاور استان گلستان ، ميزان بارندگي گاه به بيش از 700 ميليمتردر سال مي رسد . ميانگين بارندگي سالانه اين ناحيه يبن 300 تا400 ميليمتر تغيير مي كند ولي در مناطق جنوبي ، شرقي و مركزي كه بيش از 85% مساحت خراسان را شامل مي شود ميزان بارندگي در اين مناطق تقريبا معادل 150 ميليمتر است .

تنوع آب و هوايي استان عبارت است از :

آب و هواي سرد كوهستاني و نيمه صحرايي سرد در شمال و شمال غرب

آب و هواي معتدل كوهستاني در مناطقي از شمال و شمال غرب و مركز

آب و هواي نيمه صحرايي ملايم در شمال شرق ، مركز و مناطقي از غرب و نيز مناطق كوهستاني جنوب

آب و هواي گرم صحرايي فراگير مناطق مركزي به طرف جنوب وجنوب غرب

 

تقسيمات كشوري

.:: سابقه تقسيمات كشور ي در خراسان

در سال 800ه.ق نام خراسان بر تمام ايالات اسلامي در شرق كوير لوت تا هندوكوش به استثناي سيستان و بلوچستان و قهستان در جنوب اطلاق مي گرديده است .

پس از جنگ هرات در سال 1249 ه.ش خراسان به دو قسمت تجزيه شد و قسمتي كه در غرب رود خانه هريرود واقع بود جزو ايران و شرق آن ضميمه افغانستان گرديد . در سال 1324ه.ق (1285ه.ش)ايران به چهار ايالت بزرگ تقسيم شد كه عبارت بودند از آذربايجان ،كرمان و بلوچستان ، فارس و بنادر و خراسان و سيستان .

ار آن زمان تا سال 1316 ه.ش كه اولين قانون تقسيمات كشوري در مجلس شوراي ملي تصويب گرديده بود كه بر هر ايالت يك والي و در هر ولايت يك حاكم حكومت مي كرده است .

در سال 1316 بر اساس قانون تقسيمات كشوري مصوب مجلس شوراي ملي ، كشور به 10 استان و 49شهرستان تقسيم گرديدكه هر شهرستان شامل چند بخش و هر بخش شامل چند دهستان مي گرديد .خراسان نيز به 7شهرستان بجنورد ، بيرجند، سبزوار، قوچان، گناباد ، مشهد و تربت حيدريه تقسيم شد .

در سال 1329شهرستانهاي درگز . نيشابور ، فردوس و كاشمر نيز تشكيل شد .و شهرستانهاي استان به 11 شهرستان ارتقاء يافت .

درسال 1335 شهرستان درگز ضميمه قوچان گرديد و دو شهرستان تربت جام و طبس به وجود آمدند . در سال 1339 مجددا درگز به شهرستان تبديل شد . و شهرستانهاي شيروان و اسفراين نيز ايجاد شدند . در سال 1354 بخش باخرز تربت جام به مركزيت شهر تايباد از بخش به شهرستان تبديل شد . در سال 1359 نام آن به تايباد تغيير يافت .

همچنين در سال 1359 بخش قائنات شهرستان بيرجند به شهرستان قائنات تبديل شد و تا سال 1362 خراسان شامل 17 شهرستان و 53 بخش و 211دهستان بوده است .

پس از تصويب قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري در مجلس شوراي اسلامي به تاريخ 15/4/1362 و آيين نامه اجرايي آن در تاريخ 22/7/1363 مراحل اجرايي آن شروع و ابتداتامرحله اول آن يعني كارشناسي و بررسي و پيشنهاد دهستانها آغاز گرديد و در آبان ماه 1364 با حضور كليه كارشناسان تقسيمات كشوري مراكز استانهاي كشور در مشهد مقدس ، عمليات دهگردشي ، معاينه محلي ، كارشناسي و جمع بندي و پيشنهاد دهستانهاي شهرستان مشهد به عنوان نمونه در كل كشور انجام پذيرفت و دهستانهاي ديگر شهرستانها نيز پس ازآن مورد بررسي و كارشناسي و پيشنهاد قرار گرفت و به تدريج مورد تصويب هيات محترم دولت واقع شد به طور كه تا پايان سال 1365خراسان داراي 213 دهستان گرديد .

با پايان يافتن مرحله اجرا ي مرحله اول اين قانون ، تشكيل شهرستانهاي نهبندان ، سرخس و خواف در تاريخ 14/5/1368 و چناران در 14/1/69 همزمان با بخشهاي شوسف ، مرز داران ، سنگان ، و گلبهار به تصويب رسيد . ايجاد بخشهاي ابخرز در شهرستان تايباد ، سربيشه در بيرجند ، سرحد در شيروان ، جوين ورودآب و خوشاب دزر سبزوار ، ميان جلگه در نيشابور ، زير كوه در قائنات ، فاروج در قوچان و جلگه زاوه در تربت حيدريه نيز به تدريج به تصويب رسيد و در پي آن تابعيت دهستانهاي استان در شهرستانهاي استان به 21و تعدادبخشها به 67رسيد .

ايجاد شهرستان فريمان نيز در سال 1372 همراه با بخش قلندر آباد مورد تصويب واقع شد و بخشهاي زوزن همراه دهستان كيبرو بستان در شهرستان خواف و نيم بلوك در قائنات ، بخش نصر آباد همراهدهستان كاريزان در تربت جام ، بخش گرمخان بادهستان گرمخان در شهرستان بجنورد ، بخش رخ با دهستان رقيچه در تربت حيدريه ، كاخك در گناباد و بخش رضئيه و دهستان كنه بيست در شهرستان مشهد ، بتدريج تصويب و ابلاغ شد.

در تاريخ 21/3/1374 ايجاد شهرستان بردسكن همراه با بخش انابد و دهستان درونه آن مورد تصويب قرار گرفت . ايجاد شهرستان جاجرم نيز در تاريخ 4/2/76 به تصويب رسيد .

در حال حاضر استان خراسان شامل 24 شهرستان ، 60 شهر ، 77بخش ، 225دهستان ، 4555روستا (آباديهاي داراي بيش از 20 خانوار جمعيت ) 21113مزرعه و 4200مكان است .

جمعيت استان

.:: جمعيت و اهميت آن

خراسان از گدشته هاي دور يكي از مراكز پر اهميت و بزرگ جمعيتي ايران زمين محسوب مي شده است و شهرهاي بزرگ آن چون : نسا ، ابيورد ، نيشابور ، بيهق ، اسفراين و… شهرتي گسترده داشته اند .با نگاهي به تاريخ اين سرزمين پهناور پي مي بريم كه در گذشته شهرها ي مرو ، سمرقند، بخارا ، هرات ، بلخ وباميان نيز در قلمرو آن واقع بوده كه متاسفانه در طول تاريخ از آن جدا شده اند . همچنين حوادث ناگوار ودلخراشي چون حمله مغولان ، تيموريان ، ازبكها و تاتارها ، جمعيت آن را دستخوش نوسانات زيادي كرده است ، چنانكه گاه به كلي نواحي پر جمعيت و آباد آن ، جمعيت خود را از دست داده است ، ولي بنا به موقعيت خاص خود دوباره به مركز بزرگ جمعيتي تبديل شده است و همچنان پر آوازه به حيات خود ادامه داده است .

سير تكويني جمعيت براي تمامي شهرها ي خراسان يكسان نبوده است زيرا مراكز بزرگ جمعيتي چون نيشابور و سبزوار با تمام فراز و نشيبهايي كه در طول تاريخ داشته اند ، موقعيت جمعيتي خود را همواره حفظ كرده اند در حالي كه برخي شهرهاي بزرگ نظير سرخس و اسفراين كه از قدمت تاريخي برخوردارند ، نتوانسته اند موقعيت گذشته خود را حفظ كنند .

ساير شهرهاي كهنسال خراسان نيز داراي موقعيت جمعيتي خوبي بوده اند ، از جمله قوچان –كه در طول تاريخ بارها تغيير محل داده – و درگز كه در گذشته داراي موقعيت تجار ي مهم و جمعيت فراواني بوده ودر سال 1290 هجري قمري حدود 18 هزار نفر جمعيت داشته است .

بيرجند نيز در سال 1287 هجري قمري حدود 15 هزار نفر جمعيت داشته و شهر مشهد در سال 1031 هجري قمري حدود يكصد هزار نفر را در خود جاي داده بوده است كه به سبب موقعيت زيارتي –سياحتي خود به سرعت بر جمعيت آن افزوده شده است به طوري كه در سرشماري سال 1375 پس از تهران بزرگ ، دومين مقام جمعيتي كشور را به خود اختصاص داده است .

.:: كليات جمعيت استان و نسبتهاي آن در آخرين سرشماري

سرشمار ي نفوس و مسكن سال 1375 جمعيت استان خراسان 6047169تن اعلام شد كه از تركيب 3036996مرد و3010173زن و در مجموع 1281864خانواده تشكيل شده است . بعد خانوار در اين استان 7/4 نفر ونسبت جنسي جمعيت آن 6/100 نفر مرد در برابر زن بوده است .

تعداد شهرنشينان 3434926 نفر و ساكنان روستاها 2612253نفر بوده اند . 2/37 %اين جمعيت در شهرستان مشهد ، 8/18 % در شهرستانهاي شمالي ، 5/32 % در شهرستانهاي مركزي و تنها 5/11 % در شهرستانهاي جنوبي – كه بيش از نيمي از وسعت استان را در بر گرفته –سكني گزيده اند .

همچنين 9/80 % جمعيت استان راجمعيت 6سال به بالا تشكيل داده اند كه اين نسبت در نقاط شهر ي3/88 % و در نقاط روستايي 8/70 % بوده است .

.:: رشد جمعيت

نتايج سرشماري سال 1375 در مقايسه با سرشماري سالهاي گذشته ، كاهش شدد ميزان رشد جمعيت را نشان مي دهد به طوري كه جمعيت استان خراسان از سال 1335 تا 1345 حدود 22در هزار از سال 1345تا 1355 حدود 26 در هزار و از سال 1355 تا 1365 حدود 49 در هزار رشد كرده حال آنكه در سرشماري سال 1370 اين رشد به 26 در هزار تنزل داشته و در سرشماري سال 1375 نسبت به سال 1370 مان رشد به 19 در هزار كاهش يافته است .

بررسي دقيق اين نوسان ، نشانگر حضور مهاجران افغاني و جنگ تحميلي و همچنين بالا بودن ميزان ولد در سالهاي اول بعد از انقلاب اسلامي (1360 تا1365 ) است . در سالهاي پس از 1370 تعدادي از مهاجران به سرزمين خود بازگشته اند و همچنين در ار برنامه هاي تنظيم خانواده ، رشد جمعيت از 49 در هزار در سرشماري 1365 به 13 در هزار در سرشماري 1375 رسيده است .

.:: نسبت جنسي

سال 1345 نسبت جنسي جمعيت استان 6/ 104 مرد در مقابل 100 زن بوده است . در سال 55 در شهرها در برابر 7/104 مرد 100زن و در روستاها 7/102 زن زندگي مي كرده اند كه در مقايسه با كل كشور رقم كمتري را نشان مي دهد و نشانگر مهاجرت مردان جوياي كار به ديگر استانها بوده است . از سال 1355 به بعد اين نسبت كاهش مي يابد و در سال 1365 به 103 نفر ميرسد در حالي كه در سطح كشور اين نسبت 105 نفر به 100 نفر بوده كه دليل آن مهاجرتهاي مردان به اين استان بوده است .

اين تحول زمان ييشتر جلب توجه مي كند كه آمار نشانگر تغيير آن از 105 نفر مرد در مقابل 100 زن در سال 1355 به 6/100 مرد در مقابل 100 زن در شهرها ودر روستاهاz3/103 مرد در برابر 3/97 زن در سال 75 است .مقايسه تركيب خانوار و جمعيت استان در سالهاي بين 70 و 75 نشان مي دهد كه بعد خانوار شهري و روستايي كاهش يافته كه نتيجه پايين آمدن ميزان زاد وولد و نشانگر موفقيت در برنامه هاي تنظيم خانواده است .

با توجه به نحوه تقسيم گروههاي سني به دوران آمادگي (تا14سال) ، دوران فعاليت (15 تا 60 سال ) و دوران استراحت ( بالاتر از60 سال ) درصد سني جمعيت خراسان در سرشماري 1365 بدين ترتيب بوده است:

47 % جمعيت استان در گروه سني تا14 سال ، 5/49 %در گروه سني تا 60 سال و 3/3 % بالاتر ا60 سال بوده اند . در حالي كه اين نسبتها در سطحكشور اين گونه بوده است گروه 14 سال 5/45% گروه تا60سال 5/51%و بالاتر از 60 سال 3%.

جمعيت شهري و روستايي :جمعيت ساكن درز شهرها از نظر توزيع و پراكندگي ، تراكم ، شيوه هاي زندگي، تركيب و رشد با جمعيت روستايي تفاوت دارد .

جمعيت شهري در اغلب كشورهاي جهان نسبت به جمعيت روستايي در حال رشد و توسعه است . در استان خراسان نيز وضع بدين منوال بوده است . در اولين سرشماري جمعيت و مسكن كشور جمعيت شهري خراسان 21% از كل جمعيت بوده ، در حالي كه در سال 1370 به حدود 51 %و در سال 1375 به 6/56%رسيده است .

 

سال سرشماري

كل كشور

استان خراسان

درصد شهر ي

درصد روستايي

درصد شهري

درصد روستايي

1355

31

69

4/21

6/78

1365

54

46

4/48

7/51

1370

4/56

6/43

51

49

.:: تراكم جمعيت

مرقد منور حضرت ثامن الائمه (ع) و جاذبه هاي شهر مشهد جمعيتي معادل 2ميليون تن يعني يك سوم جمعيت استان را گرد بارگاه ملكوتيش حمع كرده است و جمعيت نسبي بيش از 170 نفر در هر كيلومتر مربع را در مشهد موجب شده است .

شكوفايي اقتصاد كشاورزي و وجود فرصتهاي شغلي مناسب موجب شده تا شهرستانهاي نيشابور ، قوچان ، كاشمر و شيروان ، بيش از 40 هزار نفر در هر كيلومتر مربع ، شهرستانهاي چناران ، تايباد . تربت جام ، بجنورد. اسفراين و سبزوار جمعيت نسبي بيش از 20 نفر در هر كيلومتر مربع و شهرستانهاي فريمان . در گز ، رخ ، خواف ، و گناباد جمعيتي بيش از 10 نفر در هر كيلومتر مربع را در خود جاي دهند .اما شهرستانهاي وسيع و نيمه كويري و صحرايي قاينات ، بيرجند .بردسكن و فردوس كمتر از 10 نفر در هر كيلومتر مربع و شهرستانهاي طبس و نهبندان جمعيتي حدود يك نفر در هر كيلومتر مربع را پذيرا بوده اند كه نشانگر وسعت زياد ، اراضي غير قابل كشت و نبود فعاليتهاي اقتصادي مناسب در آنها مي باشد . مي توان گفت كه هر چه از شهرستان مشهد به جانب غرب و جنوب غرب پيش مي رويم از تراكم كاسته و در نتيجه پراكندگي آباديها بيشتر مي شود

.:: جمعيت شهرستانها

مقايسه سرشماري سالهاي 1365 و 1370 نشان ميدهد كه سالهاي 1370 تا1375 جمعيت شهرستانهاي مرزي چون نهبندان ، خواف . تايباد، تربت جام وشهرستانهاي نزديك به مرز چون فريمان و قوچان به طور چشمگيري كاهش داشته است . شهرستان بيرجند و نهبندان در سرشماري سال 1375 نسبت به سال 1365 ساليانه به ميزان 7/12- در هزار ، تايباد 5/9-، قوچان8-، تربت جام 1/3- رشد منفي داشته اند و در نهبندان نيز در 5ساله 70تا75 ، رشد جمعيت منفي و برابر 7- در هزار بوده است . كاهش جمعيت اين شهرستانها بيشتر ناشي از بازگشت مهاجران افغاني و جنگ تحميلي و نيز مهاجرت اهالي آنها به شهرستانهاي بزرگي چون مشهد و تهران بوده است .

شهرستانهاي طبس و سرخس از ميزان رشد ساليانه بالايي برخوردار بوده اند كه بيانگر سرمايه گذاري هاي عمده سالهاي اخير در اين دو شهرستان است .

شهرستان مشهد به رغم بازگشت عده كثيري از مهاجران افغاني و جنگ تحميلي مقيم اين شهرستان ، افزايش جمعيت داشته و رشد جمعيت آن از 2/35در هزار در سال1370 به 3/37در هزار در سرشماري سال 1375 رسيده است اما مقايسه سالهاي 65تا75نشانگر كاهش رشد جمعيت است رشد جمعيت ساليانه شهرستان در دهه 55تا65حدود89در هزار و در دهه65تا75حدود8/23در هزار بوده است .

بين سالهاي 70 تا75شهرستانهاي نيشابور، بجنورد ، تربت حيدريه و سبزوار رشد جمعيت تقريبا متعادلي داشته اند.

.:: سواد

بر اساس نتايج سرشماري سال 1375 حدود9/80%از جمعيت 6سال به بالا استان با سواد بوده اند با سوادان 6ساله و بالاتر جمعيت شهري استان 4/88 %و روستايي8/70%بوده است . مقايسه ميزان با سوادان استان در سال 1375 با سالهاي گذشته نشان مي دهد كه درصد سواد آموزي از سال 1355 به طور مستمر نهضت سواد آموزي و همچنين توجه به توسعه امكانات آموزشي و خدمات تحصيلي برا ي افراد لازم التعليم استان است .

.:: زمينه هاي اشتغال

مجموع 4472528نفر جمعيت 10 ساله به بالا ي استان در سال 1375 حدود 1660208نفر از نظر اقتصادي فعال بوده اند از اين تعداد حدود 1545249نفر يعني 1/93%را جمعيت شاغل تشكيل مي دهند .

ميزان بيكاري در جمعيت استان 9/6%بوده است كه اين ميزان در نقاط روستايي 2/7%و در نقاط شهري 6/6و نزد مردان 7/5وبراي زنان 3/13 بوده است .درصد جمعيت شاغل به جمعيت فعال (10سال به بالا) استان ، از حدود 1365 تا 1375 بتريج كاهش يافته و از 4/36%به5/34%رسيده است .

مقايسه درصد شاغلان در بخشها يمختلف اقتصادي در سال 1375 با سالهاي قبل از آن نشانگر آن است كه تركيب اشتغال طي اين سالها تا حدودي تغيير كرده است : در حالي كه در سال 1365 حدود 6/33 %از كل شاغلان در بخش كشاورز ي و دامپروري اشتغال داشته اند در سال 1375 شاغلان اين بخش به 6/29%كاهش يافته است و سهم بخشهاي معدن ، صنعت ، آب وبرق، گازو خدماتاز مجموع كل شاغلان افزايش داشته است . سهم شاغلان در بخش ساختمان نيز چون بخش كشاورزي و دامپروري كاهش پيدا كرده است .

.:: مسكن

سال 1375 تعداد كل واحدهاي مسكوني استان (شهري و روستايي) 1111611واحد بوده است كه از اين تعدا 8/14%داراي يك اتاق ،2/50%داراي 3تا4اتاق و 5/34%داراي بيش از 5اتاق بوده اند .

2/73%خانوارهاي ساكن استان در سال1375 مالك واحد مسكوني خود بوده و 5/15 %اجاره نشين بوده اند . مقايسه اين نتاج باسرشماري سال 1365 نشان مي دهد كه متوشط رشد سالانه واحدهاي مسكوني حدود 2%بوده ، در حالي كه رشد سالانه تعداد خانوار طي سالهاي 65-1375حدود 6/1%بوده است .

در سال 1365 امكان استفاده خانوارهاي ساكن در واحدهاي مسكوني استان از آب لوله كشي حدود 1/69%،برق5/75%، تلفن2/7%،و گاز 8%بوده است .

اين ارقام در سال 1375 چنين بوده است :آب1/87%،برق91%،تلفن26%، گاز 2/47%كه نشانگر توجه به خدمات عمومي است .